تبليغاتX
متروکه خیالات من - خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد و زیبایی روح زندگیستو من او را دوست دارم.
 

يك پنجره كه هر روز … عشق از پشت شيشه اش …مي شكفد …و ماه و خورشيد در آسمان پشت آن طلوع مي كنند و مرا به نام صدا مي زند و گل خوشبويي …لب اين پنجره در دامن آن گلدان گلي … مرا مي نگرد و حريري گلدار كه مي رقصد به ناز سايه ي ملكوت خدا را …متجلي مي كند اين كدام پنجره است كه به شوق و به مهر   مي گشايد بازوان عاشق خود و نسيمي رقصان مي نشيند بر تن آن جنس حرير اين كدام رويايي است مي كشد دست بر صورت من مي نوازد چه به عشق موي ريخته بر دوش مرا …چه كسي بود كه با مهر صدايم مي كرد چه كسي بود كه مي گفت : همه تنهايي مي رود در پس آن بيداري لب پاشويه ي حوض   چه كسي تشنه ي ديدار من است ? من به چشمم ديدم صورت خيسم را و همه ي ماهي ها ، از پي هم غرق در خيسي آب آه آنها چه مي دانند تري گونه ي نمناك مرا با آب نمي بايد شست . چه كسي راز مرا مي داند . چه كسي بار مرا مي خواند?چه كسي در پي من مي آيد .  مي پرسد كه چرا غمگيني ؟ او كيست كه مرا مي بيند... دوستش دارم و نگاهم از او دور است و ...

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/03/27ساعت 18:7 توسط حميد |