بگذار تو دريا باشي و من شنهاي سواحل کنارت
تکذيب ميکنم . نوشتههاي آن روزم را در مورد تو ... من هنوز هم دوستت دارم . مثل گذشته
من هنوز هم منتظر بوسههاي دوباره تو هستم . -دلم وحشتناک گريه ميخواهد-
تمام نيمهشب را گريه کردن . شايد به خاطر تو . شايد به خاطر تو و تو . شايد به خاطر تو، تو، تو، تو و تو
شايد به خاطر «تو»ي عزيزم . شايد به خاطر گريههاي سنگين سرشب تو
شايد به خاطر گريههاي سرشب خودم . شايد به خاطر اثبات عشق تو نسبت به من و برعکس
شايد به خاطر گذاشتن سرم بر روي پاهايت و گريههاي بيسروصدايمان . شايد به خاطر مستي تو و تو و گريههايتان . شايد به خاطر تمام دلتنگيهايم . شايد به خاطر نوازشهاي تو / شايد به خاطر احساس نزديکي تو به خودم . شايد به خاطر اولين بوسههاي واقعيت . شايد به خاطر اولين نگاههاي معنادارت . ديشب يکي از بهترين شبهايم بود . شايد به خوبي شبهاي با تو بودن . شايد به خوبي شبهاي با تو مست کردن
شايد به خوبي لحظه شيرين مرگ .