در شعرهايم جايي براي بهار مي گذارم ، تا دلم نگيرد . از اين آدمهاي سرد يخي ، از اين روزهاي خاكستري
و از اين پچ پچ نگاههايي كه از زير شالهاي سرما زده آهسته بيرون مي خزند و در قدمهايم سر مي خورند.
مي خواهم تو را به انزواي دلم ميهمان كنم . تا نظاره گر فصلي از شيطنتهاي كودكي ام باشي.
و شادمانه هايم را با رساترين صدا فرياد كنم ، و به فراموشي بسپارم عبور يخ زده ي آدمهاراو به تمام دنيا
كه از روي احساسم - از روي غرورم - از روي شعر هايم و از روي بالهاي نحيفم با تمام جسارت رد مي شوند بخندم و به آنها بگويم ، آن قدرها كه گمان مي كنيد شكستني نيستم . !!
من هنوز هستم. تا آن گاه كه تو نباشي و كورسوي اميدم نيز ! باور نميكنيد ؟ خيالي نيست. مرا با باور شما چه كار ؟
كاش باران بود و تو بودي و يك كوچه بي انتها. آن وقت به دنيا ميگفتم خداحافظ .

شنو پندي ز من در زندگاني ...................... مشو پا بند اين دنياي فاني
شنيدم قصد داري زن بگيري......................... گمان دارم که از جانت تو سيري
رها هرگز مکن آزادي ات را .......................... مده از کف تو گنج شادي ات را
زنان دست پرت را دوست دارند .....................به دست خالي ات کاري ندارند
ز دستت گر بريزد گوهر شعر ....................... نمي آرند بهرت ذره اي مهر
به روي عشقشان پا مي گذارند .................. تو را با غصه تنها مي گذارند
خلاصه جان من از زن حذر کن .................... خيال و فکر زن از سر بدر کن
منم مثل تو روزي شاد بودم ........................ شناگر در فضا چون باد بودم
ولي از بخت بد تير نگاهي .......................... به اين ويرانه قلبم کرد راهي
همه شب بينمش پيوسته در خواب................. که مي پاشد به رويم عطر مهتاب
خلاصه عشق او بر من اثر کرد ...................... مرا از راه دانايي به در کرد
بسي شب ها که با من هم نفس بود ........... نه چون امروز، روحم در قفس بود
هوا آرام و صحرا شاد و سرمست .................. دوان بوديم با او دست در دست
به انگشتش بنفشه شانه مي کرد ................ دو چشمش کار صد پيمانه مي کرد
پس از چندي گذشت از آشنايي .................. بزد بر سينه ام سنگ جدايي
جدايي را بنا کرد و خطا کرد ........................ مرا با درد هجران آشنا کرد.
(البته هنوز دچار این خوشبختی نشدم.ولی بلاخره که میشم.) نمیشیم؟خدایی اولش ای خوبه .
اما بعدش ....عجب دردي .عجب دردي .عجب درد. برو بريم كه دلم تنگه خدايي! ![]()
![]()
![]()